السيد الخميني

16

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

وظايف طبيعى را شخصاً عمل مىكنيد ، وظايف الهى را هم شخصاً شما موظفيد عمل كنيد ، به علاوه ، موظفيد كه ديگران را هم وادار كنيد به اين كار . در اينجا موظف نيستيد كه ديگران را وادار كنيد كه نگاه كن . اما در آنجا موظفيد ديگران را تعديل كنيد ؛ ديگران را هم تربيت كنيد . عمل به وظيفه هر كدام ما موظفيم خودمان عمل كنيم ؛ و موظفيم ديگران را هم وادار كنيم . اگر يك همچو روحيه‌اى در يك ملتى پيدا بشود ، كه ان شاء اللَّه اميدوارم پيدا بشود ، اگر يك همچو روحيهء تعاون معنوى ، همان طورى كه در اين برهه‌اى كه انقلاب بود يك تعاون مادى پيدا شده بود اين هم معناً بود ، اما معاونت راجع به اين بود كه اينهايى كه مىآمدند در خيابانها تظاهر مىكردند خانه‌ها به آنها آب مىدادند ؛ غذا مىدادند ، عرض كنم ، مردم كمك مىكردند ؛ معاونت مىكردند . اگر يك روحيهء معاونت معنوى پيدا بشود در انسان ، در همه كه هر كسى خودش را موظف بداند به اينكه علاوه بر اينكه خودش يك آدمى است كه مىخواهد عدالت بكند ، وظيفه‌شناس است ، پشت ميز كه نشسته كار خودش را كه مىكند و كار مردم را كه مىخواهد انجام بدهد روى وظايف است ، نه روى طمع است ، نه روى ترس و خوف است ، روى وظيفه است آن طورى كه وظايف شخصى خود را آدم عمل مىكند ، براى خودش وظيفه مىداند كه براى بچه‌هايش لباس بخرد ؛ اين يك وظيفه‌اى است پيش آدم ، نه خوف است و نه طمع . اگر انسان - آن كسى كه متصدى يك كارى است - وظيفه بداند اين را كه من حقوق مثلًا مىگيرم وظيفه‌ام اين است ؛ نخير ، حقوق هم نمىگيرم وظيفه انسانيم اين است ؛ وظيفهء اسلاميم اين است كه حالا كه متكفل يك امرى شدم و يك دسته‌اى به من محتاج‌اند كه كارهايشان را راه بيندازم ، كارها را تعويق نيندازم ، همان قدرى كه مىتوانم ، به هر ترتيبى كه جريان دارد جريان بدهم ، با رفاقت ، جلو و عقب انجام ندهم ، خلاف عدالت نكنم ، اگر جلو و عقب انجام بدهم اين همان كارهاى طاغوت است ، طاغوت در يك چيزِ كم ،